عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

465

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و ستارگان جوزاء همانند زنان عيادت‌كننده است كه پيشاهنگان و دنباله روان آنها پاىكشان حركت مىكنند ( خروج پيشاهنگان و دنباله روان آنها انتظار كشيده مىشود ) و گويى ستاره مرزم « 59 » آن به دنبالش ، شتر نرى است كه به دنبال شتران ماده بانگ بر مىآورد . 555 - فتراه . . . ص 211 پس وى ( بابك خرّمى ) را مىبينى كه راست بر روى چوبهايش ( چوبهاى دار ) قرار گرفته ؛ همانند قرار گرفتن ستارگان جوزاء . 556 - انعت . . . ص 211 بازى را وصف مىكنم كه بر بازها چيره مىشود ، به اندازه ناخن است و سفيد و به شكل دايره و آن را در قامتش ستاره العبور مىپندارى . 557 - جادت . . . ص 212 برج « دلو » و ستاره « الشعرى » و طلوع آن دو ، هر ابر سياه لرزانى كه بارانش نزديك است ، براى او ارمغان آورد . 558 - زئير . . . ص 213 ابرهاى دو ستاره « الشّعرى » بر غرش پدر دو بچه شير در بيشه ادامه يافت و آن غرش استمرار . 559 - تواضع . . . ص 214 آنچه را به آن دو دست و بينى و شانه « 60 » بنا نهاده بود ، فروريخت . 560 - يا ابن هشام . . . ص 214 اى ابن هشام وفور شير مردم را هلاك ساخت پس همه آنها با كمان و طناب صبحگاهان بيرون مىشوند . 561 - و قد برد . . . ص 216 و بتحقيق سردى شب يلدا بر ايشان اصابت كرد و ستاره عواء منزل خورشيد گرديد .

--> ( 59 ) - نوء المرزم : ستاره سرما ( منتهى الارب ) ، و مرزم نام تعدادى از ستارگان است كه مشهورترين آنها المرزمان ( العبور و الغميصاء ) است ( المعجم الوسيط ) . - م . ( 60 ) - مقصود از « اليدان » ستاره « ذراعا الاسد » و مقصود از « الانف » ستاره « النثرة » و مقصود از « الكاهل » در عبارت شعر « زبرة الاسد » است . - م .